
مرتبط با : موسیقی های خاطره انگیز .:.

نویسنده : سید صادق
سلام دوستان
برای امروز قسمتی از موزیک بسیار زیبا و تاثیرگذار دریاچه قو ( The Swan Lake ) اثر چایکوفسکی را برای شما آماده کردم قبل از هر چیز کمی با چایکوفسکی و این اثر وی آشنا شوید
پیوتر ایلیچ چایکوفسکی، آن طور که ایگور استراوینسکی اشاره میکند، فخر ملت روس است. و موسیقی او یکی از عناصر زیربنایی فرهنگ روسیه است، چنان چه شوستاکویچ گفته است. پیوتر ایلیچ در هفتام می هزار و هشتصد و چهل، در وتکینسک، در منطقهی اورال غربی روسیه به دنیا آمد. هیچ کدام از والدیناش با موسیقی آشنایی نداشتند و بنابراین استعداد پسرشان را تشخیص ندادند. در کنار تحصیلات عادی، نواختن پیانو را آموخت. والدیناش میخواستند قاضی شود، و به این ترتیب از هزار و هشتصد و پنجاه و نه تا شصت و سه در دستگاه دادگستری کار کرد. در هزار و هشتصد و شصت و سه، در بیست و سه سالهگی، شغلاش را رها کرد و کمپوزیسیون را نزد آنتون روبینشتاین فرا گرفت. در هزار و هشتصد و شصت و شش تحصیلاتاش را تمام کرد و نیکلای روبینشتاین، برادر آنتون، تدریس هارمونی در کنسرواتوار مسکو را به او پیشنهاد داد. پس از آن، دوران طلایی چایکوفسکی آغاز شد. آثارمعروف چایکوفسکی (سنگ بناهای فرهنگ موسیقی روسیه): 1. کنسرتو پیانو شماره 1 2. سمفونی پاتتیـک ( شـشمین سمفونی وی که خود معتقد بود مهمترین اثرش است و پنج روز پس از اجرای آن بر اثر وبا درگذشت ) 3. اپراهای: اوژن اونگین و بی بی پیک 4. باله های: زیبای خفته ، دریاچه قو و فندق شکن و آثار ساخته شده ی متعددی برای ارکستر و پیانوها و ساز های زهی دیگر...
دریاچه قو (اپوس 20) (به انگلیسی : The Swan Lake) (به روسی :Лебединое Озеро ) نام باله ایست در 4 پرده از نابغه مشهور روس پیوتر ایلیچ چایکوفسکی که درسال 1876 توسط وی نوشته شده است. سناریو این باله بر پایه یکی از افسانه های قدیمی آلمان و همینطور داستان های محلی روس توسط ولادیمیر بگیچف و واسیلی گلتسر (Vladimir Begichev , Vasiliy Geltser) نوشته شده است . امروزه این نمایش یکی از مهمترین ترین نمایشها در به صحنه کشیدن عشق و زیبایی محسوب میشود .
اولین اجرای باله ی دریاچه قو در 4 مارس 1877 در بالشوی تئاتر مسکو نتوانست ارزشهای این اثر را منعکس کند و در نتیجه اجرایی بود ناموفق. در اجرا، موسیقی برای اجرای حرکات، نامناسب تشخیص داده شد، طراحی باله و صحنه نیز ضعیف بود. آهنگساز که با چنین فضای ناموفقی روبرو شده بود بعدها تصمیم گرفت نت قطعه را اصلاح کند و با بازنویسی آن شانس این قطعه را یکبار دیگر بیازماید.اما مرگ به او مهلت نداد و دریاچه قو آنگونه که چایکوفسکی نخستین بار آنرا نوشته بود، باقی ماند. در 27 ژانویه 1895 دو طراح به نامهای "ماریوس پتیپا" و " لو ایوانف" اجرای کامل از دریاچه قو را عرضه کردند که پتیپا پرده های اول و سوم و ایوانف پرده های دوم و چهارم را طراحی کرده بودند و "پیرینا لنیانی در نقش(اودت/اودیل) و " پال گرت" در نقش(زیگفرید) ظاهر شدند. این اجرا توفیقی سریع و دور از انتظار داشت. طراحی دو طراح مختلف در کنار هم نه تنها سبب دودست نشدن صحنه ها نشد بلکه مکمل همدیگر نیز شدند. با این اجرا بود که دریاچه قو به عنوان یکی از بهترین باله های کلاسیک جهان تثبیت شد و به عنوان یکی از پایه های اصلی رپرتوار باله ی کلاسیک تمام گروههای باله ی جهان جایی ویژه یافت. باله ی دریاچه قو به عنوان یکی از شاهکارهای مکتب رمانتیسیسم شناخته می شود. بعدها این باله بارها در مسکو، پاریس، لندن، نیویورک، پراگ، هامبورگ و اشتوتگارت به روی صحنه رفت. تنها اجرا بعد از اولین اجرا در مسکو، که چایکوفسکی خود تماشاگر این باله بود مربوط به اجرا در پراگ در سال 1888بود که البته تنها پرده دوم آن اجرا شد. در سال 1966 فیلمی با شرکت "نوریف"(طراح باله) و "ماگوفونتن" بر اساس باله دریاچه قو ساخته شد.
ریشه اصلی داستان دریاچه قو بارها مورد بحث منتقدان بوده است. لوپوخوف دریاچه قو را یک باله ی ملی خوانده و داستان آن را، داستانی با ریشه روسی اعلام کرده است. این در حالی است که قسمت های زیادی از این اثر شبیه به رقص های قدیمی اسلوانیایی نوشته شده است . به گفته لوپوخوف هم ریشه داستان و هم نحوه به تصویر کشیده شدن عشق در این باله اصالتا روسی میباشد در حالی که منتقدان غربی افسانه های مردم آلمان را ریشه اصلی داستان این باله می دانند . آنان معتقدند لیبرتو این باله بر اساس داستانی از نویسنده آلمانی یوهان کارل آگوست موساوس (Johann Karl August Musäus) به نام "نقاب دزدیده شده" (Der geraubte Schleier) نوشته شده است. این لیبرتو همچنین حاوی شباهت هایی به داستان روسی "اردک سفید" (The White Duck) است . از نزدیکان چایکوفسکی نقل شده که وی علاقه بسیاری به داستان غم انگیز زندگی لودویگ دوم ، پادشاه باواریا و کنت راینلند داشته . گمان می رود که شخصیت وی الهام بخش چایکوفسکی برای خلق شاهزاده سیگفرید بوده است . افسانه های مردم ایرلند نیز بی شباهت به این باله نیست.
داستان دریاچه قو: "اودت" به وسیله ی جادوگری به نام"روتبارت" بدل به یک قو شده است و تنها در نیمه شب است که او و همراهانش ساعاتی به صورت انسان ظاهر می شوند. شبی پرنس"زیگفرید"، "اودت" را می بیند و دل به او می بندد و سوگند می خورد که "اودت" را از شر طلسم "روتبارت" رها کند. در همین میان شبی در قصر پرنس " زیگفرید" مراسمی برپاست که طی آن باید پرنس، همسر خود را انتخاب کند. "روتبارت" به شکل یک شوالیه وارد میهمانی می شود و دخترش "اودیل" را نیز به همراه می آورد که او را با جادو کاملا شبیه "اودت" کرده است و او با این حیله " زیگفرید" را شیفته خود می کند. با سر رسیدن "اودت" پرنس پی به اشتباه خود می برد و به محل دریاچه می شتابد و اعتراف به بی وفایی خود می کند و "اودت" نیز او را می بخشد. در همین حال"روتبارت" سر می رسد و با جادوی خود طوفانی سهمگین می آفریند که سبب غرق شدن "اودت" و "زیگفرید" می شود. در بسیاری از اجراها انتهای داستان به شکل دیگری به پایان می رسد. بدین صورت که پس از برپا شدن طوفان "زیگفرید" با "روتبارت" می جنگد و طلسم او را می شکند و "اودت" و همراهانش رها می شوند. در برخی دیگر از اجراها نیز بدین ترتیب است که پس از باطل شدن جادوی "روتبارت"، پس از گذشت سالها در حین قدم زدن کنار دریاچه و چیدن گل ، بار دیگر توسط "روتبارت" غافلگیر شده و "زیگفرید" و "اودت" تبدیل به قو می شوند.
دانلود در ادامه ی مطلب ...
.:: ادامه مطلب...
|